چگونه برندسازی کوکاکولا جادوی کریسمس را تعریف کرد؟ تبلیغات کوکا کولا و برند سازی کوکا کولا
چه چیزی باعث شروع حال و هوای جشن شما می شود؟ آیا این منظره نورهای چشمک زن است یا شاید بوی نوشابه و شیرینی زنجبیلی تازه پخته شده؟ پاسخ شما هرچه که باشد، مطمئناً میدانید که زمانی که کوکاکولا کمپین تبلیغاتی کریسمس خود را راه اندازی کرد، فصل تعطیلات به طور رسمی آغاز میشود. نام تجاری کوکاکولا به طور غیرقابل انکاری استانداردهایی را برای تجارت در سراسر جهان تعیین کرده است و هیچ رازی وجود ندارد که شرکت ها می توانند چیزهای زیادی از غول نوشابه های گازدار بیاموزند.
اما آیا تا به حال فکر کرده اید که چگونه کوکاکولا به برند جشنی تبدیل شد که همه ما امروزه کوکاکولا را می شناسیم؟
چگونه شروع شد
در قرن نوزدهم ، دقیقاً در سال 1886، یک داروساز به نام جان پمبرتون نوشیدنی اختراع کرد که به نوشیدنی اصلی برای همراهی تقریباً هر وعده غذایی در سراسر جهان تبدیل خواهد شد. کوکاکولا در آتلانتا، جورجیا، به عنوان یک شربت نوشابهای که با آب گازدار مخلوط میشد متولد شد و برای اولین بار در داروخانه جاکوبز نمونهبرداری شد، جایی که آن را “عالی” تلفظ کردند و به قیمت 5 سنت در هر لیوان فروخته شد

اگرچه در حال حاضر یک ستاره جهانی است و تقریباً 1.9 میلیارد نوشیدنی در 200 کشور در سراسر جهان فروخته است، اما نوشیدنی گازدار “خوشمزه و با طراوت” در روزهای آغازین خود به خوبی عمل نکرد و تنها حدود 9 وعده در روز فروخت.
دکتر پمبرتون و دفتردارش فرانک رابینسون نام نوشیدنی را کوکاکولا گذاشتند و خط شکسته معروفی را طراحی کردند که اکنون بخشی از لوگوی متمایز آنها و یک خط علامت تجاری است. با این حال، این دو مرد با خلق خود به موفقیت واقعی دست نیافتند زیرا برنامه بازاریابی نداشتند و بعداً در سال 1888 کمی قبل از مرگش، دکتر پمبرتون تجارت خود را فروخت.

تلاش های اولیه بازاریابی
برند کوکاکولا اولین تلاش بازاریابی خود را با ارائه کوپن به مشتریان برای نمونه نوشیدنی به صورت رایگان نشان میدهد، که این حرکت را بسیار نوآورانه کرد زیرا در دهههای 1890 و 1900 کوپنها و کوپنها یک اتفاق محبوب نبودند.
یکی از تبلیغات اصلی کوکاکولا پوستری بود که مدل و هنرپیشه آمریکایی هیلدا کلارک را نشان میداد که اولین زنی بود که در سینی حلبی کوکاکولا نشان داده شد

در دهه 1890، شرکتها و بازاریابان عمدتاً روی استفاده از رنگ و نشان دادن افراد در تبلیغات خود، به ویژه زنان، تمرکز داشتند. بعداً، در دهه 1900، سبک تبلیغات کمی تغییر کرد، از تبلیغات بصری به متنی، اما از جنبه خلاقانه، تأثیرگذاری نداشتند. رنگ ها و مردم برای تبلیغات دهه 1910 زنده شدند، که هنوز مجموعه سنگینی از توضیحات متنی را در پوستر نشان می داد. در دهه 1920، تبلیغات شروع به تمرکز بر وضعیت مالی و اجتماعی مردم کرد و ثروتمندان و فقرا را از هم جدا کرد. دهه «دههی خروشان بیست» یک تحول جدی سیاسی و اجتماعی و همچنین تولد جامعه مصرفکننده بود.
بین دهههای 1920 و 1930، سبک کوکاکولا اندکی رویکرد خود را تغییر داد و پیامی سادهتر را ارائه داد، اما همچنان تصویری مانند نقاشی رنگ روغن را حفظ کرد. پیام متنی هنوز در پوسترها بسیار حضور داشت، اما در مقایسه با دهههای گذشته بهطور مشهودی کاهش یافت

آغاز کمپین های کریسمس کوکاکولا
انکارناپذیر است که نمیتوانیم درباره برندسازی کوکاکولا بدون اشاره به تبلیغات کریسمس و کمپینهای بازاریابی آن صحبت کنیم، که اگر نگوییم موردانتظارترین، یکی از شناختهشدهترینها در سراسر جهان است. یک باور رایج این بوده است که کوکاکولا بابانوئل را که امروزه می شناسیم ایجاد کرده است تا آگاهی برند را افزایش دهد.
اگرچه ممکن است منطقی باشد، با توجه به اینکه او در رنگ های قرمز و سفید علامت تجاری کوکاکولا لباس می پوشد، این دقیقاً درست نیست.
تصویر بابا نوئل شاد
شخصیت نمادین بابانوئل در سال 1931 زمانی که کوکاکولا هنرمندی را برای تصویرسازی سفارشی استخدام کرد متولد شد. از هادون ساندبلوم، نقاش و تصویرگر خواسته شد تا بابانوئل را در حال نوشیدن کوکا در شب کریسمس در قالب یک نقاشی رنگ روغن به تصویر بکشد. ساندبلم با الهام از شعر سیمانی کلارک مور، «شب قبل از کریسمس»، شخصیت افسانهای شادی بابانوئل را که امروز میشناسیم و دوستش داریم، خلق کرد و به او چهرهای گرد، گونههای برافروخته و ریش سفید کرکی داد.
بین سالهای 1931 تا 1964، تصاویر ساندبلوم برای کوکاکولا، بابانوئل را نشان میداد که در حال تحویل هدایا، باز کردن و خواندن نامهها، استراحت برای نوشیدن مقداری کوکاکولا، و همچنین بازی با کودکان در خانههایی که اسباببازیها را تحویل میداد، میرفت.
اگرچه این شرکت دانش بسیار کمی از برندسازی داشت، کوکاکولا و ساندبلوم موفق شدند شخصیتی نمادین خلق کنند که بعداً تکرار خواهد شد و الهام بخش هنرمندان، نویسندگان و فیلمسازان در سراسر جهان خواهد بود.

درس های بازاریابی در مورد برندسازی کوکاکولا که می توانیم از آن بیاموزیم
1. کوکاکولا سلطان قوام است
حضور در بازار جهانی برای بیش از 130 سال تجربه زیادی را برای شما به ارمغان میآورد، با این حال، زمانی که سعی میکنید مرتبط بمانید، میتواند شما را در یک نقطه ضعف قرار دهد. کوکاکولا توانسته رویکردی تازه را حفظ کند و در عین حال با پیام اولیه برند – لذت بردن از یک کوکاکولا سازگار بماند.
آیا می دانستید که 94 درصد از مردم لوگوی کوکاکولا را می شناسند؟
قوام کوکاکولا همچنین از طریق لوگوی همیشگی و خط متمایز، خط شکسته و دارای علامت تجاری، و همچنین رنگ قرمز روشن که طبق روانشناسی رنگ ها، اشتها را تحریک می کند و ضربان قلب را افزایش می دهد، می درخشد. مطالعات متعدد همچنین نشان دادهاند که رنگ قرمز میتواند جرقهی خریدهای فوری را برانگیزد، در حالی که خط شکسته سفید میتواند اشتیاق را برانگیزد.
2. کوکاکولا برند را بر محصول اولویت داد
یکی از راههایی که کوکاکولا همچنان موفق بوده، بازاریابی خود بهعنوان شرکتی است که بر برند و نه محصول خود تمرکز دارد.
در دهه 1970، این شرکت شروع به ایجاد ارتباط بین کوکاکولا و شادی، دوستی و اوقات خوش کرد و نوشیدنی گازدار را با شعارهایی مانند “همه چیز با کوکاکولا بهتر می شود” تبلیغ کرد.
جشن دوستی و تمرکز بر با هم بودن دوباره در دهه 2000 از طریق کمپین های جهانی “خوشبختی باز” و “احساس را بچشید” و همچنین یکی از کمپین های به یاد ماندنی آنها “به اشتراک گذاری یک کوکا” که کوکاکولا نام هایی برای آن چاپ کرده بود، به نمایش گذاشته شد. روی قوطیها و بطریها، مردم را ترغیب میکند تا برای عزیزانشان یا خودشان یکی بخرند.
3. کوکاکولا همچنان مرتبط باقی ماند
ارتباط با ثبات همراه است. این راهی است که کوکاکولا برای بیش از یک قرن یک برند مرتبط باقی مانده است. تجربه ای که کوکاکولا بر اساس آن ساخته شده است مثبت است، همانطور که شروع شد، با این حال، این شرکت موفق می شود از فرهنگ عامه امروز حداکثر استفاده را ببرد تا مدرن و مرتبط بماند.
برای ایجاد و حفظ ارتباط و سازگاری، کوکاکولا یک موضوع پرطرفدار را در نظر میگیرد و چرخش خاص خود را روی آن قرار میدهد، در حالی که پیام یک قرن در مورد شادی و به اشتراک گذاشتن تجربیات را منتقل میکند
افکار نهایی
ایجاد یک برند موفق بیشتر از یک محصول خوب نیاز دارد. ایجاد یک شرکت موفق به معنای آگاهی از ارزشهای بلندمدت شرکت، تعهد برای ایجاد شهرت نزد مخاطبان هدف است.
کوکاکولا گواه این است که یک برند میتواند با ارائه مداوم داستانهای الهامبخش و قابل ربط، و انتقال پیامهای زیبا که احساسات شادیبخش را برمیانگیزد، با مشتریان خود روابط برقرار کند، که به نوبه خود وفاداری به برند را پرورش میدهد.
از بطری خمیده، رنگ قرمز روشن، حروف چرخان سفید، تا تبلیغات اشکآور، صدای «پشت» که ما را تشنه میکند، کوکاکولا اینجاست.
دیدگاهتان را بنویسید