نوروساینس چیست؟ نوروساینس به زبان ساده علوم اعصاب شناختی
نوروساینس چیست یا همان علوم اعصاب چیست؟
علوم اعصاب تلفیقی از رشتههای پزشکی، تکاملی و محاسباتی است که درک عمیقتری از چگونگی تولد بیش از 100 میلیارد سلول عصبی در مغز انسان، نحوه رشد و اتصال آنها برای شکلگیری افکار و اعمال انسان را تقویت میکند.عصب شناسی ساختار و عملکرد مغز و سیستم عصبی انسان را بررسی می کند. دانشمندان علوم اعصاب از زیست شناسی سلولی و مولکولی، آناتومی و فیزیولوژی، رفتار و شناخت انسان و سایر رشته ها برای نقشه برداری از مغز در سطح مکانیکی استفاده می کنند.
تخمین زده می شود که انسان ها صد میلیارد نورون یا سلول های مغزی دارند که هر کدام حدود هزار اتصال به سلول های دیگر دارند. یکی از چالشهای بزرگ علوم اعصاب مدرن، ترسیم تمام شبکههای ارتباط سلول به سلول است – مدارهای مغزی که همه افکار، احساسات و رفتارها را پردازش میکنند. تصویر حاصل که ذره ذره ظاهر می شود، به عنوان “کانکتوم” شناخته می شود. توانایی مغز برای ایجاد اتصالات و مدارهای عصبی جدید – نوروپلاستیسیته – زیربنای همه یادگیری ها است.
علوم اعصاب یا همان نوروساینس مدرن در اواخر قرن نوزدهم با کشف نورون ها آغاز شد، اما اولین مطالعه مستند مغز را می توان در مصر باستان ردیابی کرد
زیست شناسی و روانشناسی در زمینه علوم اعصاب با هم متحد می شوند تا به سوالاتی مانند نقش مغز در درک درد یا علت اصلی بیماری پارکینسون رسیدگی کنند. شبیهسازیهای رایانهای، تصویربرداری و سایر ابزارها به محققان و متخصصان پزشکی بینش جدیدی در مورد آناتومی فیزیکی مغز، پنج میلیون کیلومتر سیمکشی آن و ارتباط آن با بقیه ذهن و بدن میدهد

چگونه علوم اعصاب به ما در درک ذهن و مغز کمک می کند
همانطور که کامپیوترها با اتصالات الکتریکی به سختی سیم کشی می شوند، مغز نیز با اتصالات عصبی سیم سختی دارد. این اتصالات لوب های مختلف آن را به هم متصل می کند و همچنین ورودی حسی و خروجی حرکتی را با مراکز پیام مغز مرتبط می کند و به اطلاعات اجازه می دهد وارد شوند و به بیرون ارسال شوند.
بنابراین، یکی از اهداف اصلی تحقیقات علوم اعصاب کنونی، مطالعه نحوه عملکرد این سیمکشی است و در صورت آسیب دیدن چه اتفاقی میافتد. پیشرفتهای جدید در اسکن مغز به محققان این امکان را میدهد تا تصاویر دقیقتری را ببینند و نه تنها مکانهایی که ممکن است آسیب وجود داشته باشد، بلکه چگونگی تأثیر آن آسیب بر مهارتهای حرکتی و رفتار شناختی در شرایطی مانند مولتیپل اسکلروزیس و زوال عقل را نیز تعیین کنند .
یافتههای علوم اعصاب، رشتهای که به سرعت در حال گسترش است، در نیم قرن گذشته با سرعت زیادی رشد کرده است. با این حال، همیشه برای درک کامل ریشه های عصبی رفتار، آگاهی و حافظه انسان، به کار بیشتری نیاز است.

در واقع علم نوروساینس یا همان عصب شناسی دیدگاههای متعددی از زیست شناسی، روانشناسی و پزشکی را ادغام میکند. این شامل چندین حوزه فرعی است که از مطالعه مواد شیمیایی عصبی گرفته تا رفتار و تفکر را شامل می شود.
به عنوان مثال، علوم اعصاب شناختی مطالعه علمی تأثیر ساختارهای مغز بر فرآیندهای ذهنی است که با استفاده از تکنیکهای اسکن مغز مانند MRI انجام میشود.

حقایق اساسی آناتومی مغز انسان
مغز از چندین بخش مجزا تشکیل شده است: مهمترین آنها مخ، ساقه مغز و مخچه. مخ از شش ناحیه مغزی تشکیل شده است که دو نیمکره را در بر می گیرند. چهار مورد از این ناحیه را می توان از نمای خارجی مغز (در تصویر بالا نشان داده شده) مشاهده کرد – لوب های فرونتال، جداری، پس سری و تمپورال. دو لوب دیگر، لوب لیمبیک و اینسولار، در داخل مغز یافت می شوند.
بیرونی ترین قسمت مغز قشر (یا گاهی اوقات نئوکورتکس) نامیده می شود. این شامل ورقهای از نورونها است که دور تمام لوبهای مغز میپیچد و ضخامت آن تقریباً 1.5 تا 3 میلیمتر است.
نورون ها ارتباط دهنده های اصلی مغز هستند – آنها در ارسال سیگنال ها از یک منطقه به منطقه دیگر، و در نهایت تحریک اعمال، رمزگذاری و بازیابی خاطرات، و ایجاد تجربه زنده بودن نقش دارند. مجموعه ای متراکم از نورون ها در قشر مغز و سایر نواحی در لوب لیمبیک و منزوی یافت می شوند. نورونها پیامها را ارسال میکنند و انواع سلولهای دیگر – به نام سلولهای گلیال – این ارتباط را پشتیبانی و تسهیل میکند.
برای تغییر ذهنیت شخصیتتان میتوانید از محصولات سایت رشد یافته استفاده کنید.
برخی از مهم ترین و به خوبی مطالعه شده ترین بخش های مغز عبارتند از:
- قشر پیشانی (واقع در قسمت جلویی لوب فرونتال) – در طیف وسیعی از عملکردهای شناختی از جمله توجه، تصمیم گیری، برنامه ریزی رفتارهای پیچیده و تنظیم کنش های اجتماعی نقش دارد. این معمولاً عملکرد اجرایی نامیده می شود.
- وسط مغز (در لوب جداری، تقریباً درست بعد از مرز قشر پیشانی) هم در پردازش حرکتی (احساس لمس) و هم در هماهنگی حرکتی (حرکت) نقش دارد. اینها تنها نواحی مغزی نیستند که در این فرآیندها دخیل هستند، اما بازیگران اصلی هستند.
- قشر اکسیپیتال شامل بینش است – دارای لایه های مختلفی است که هر یک از آنها جزء متفاوتی را پردازش می کند که در درک جهان به صورت بصری نقش دارد.
- لوب های گیجگاهی عمدتاً به دلیل ارتباط آنها در زبان مورد بحث قرار می گیرند – سمت چپ مغز دارای مناطق Wernicke و Broca است که به ترتیب در درک گفتار و تولید گفتار نقش دارند (به نظر می رسد کمی پیچیده تر از این است که بیان شود، اما مفهوم کلی وجود دارد. صادق است).
- در داخل مغز ، چندین ناحیه دیگر قابل توجه هستند، از جمله عقده های روانی پایه (مجموعه ای از مناطق درگیر در انتخاب عمل)، هیپوکامپی (درگیر پردازش در حافظه) و آمیگدال (درگیر در پردازش ترس).
بسیاری از نواحی حیاتی و جذاب دیگر مغز وجود دارند که به طور فزایندهای تخصصی به نظر میرسند، بسته به این که چقدر دقیق به آنها نگاه میکنید، اما گذر از هر یک از آنها فراتر از محدوده کاری است که ما میتوانیم. اینجا را بپوشان نکته مهمی که باید به آن توجه داشت این نیست که به نظر میرسد هر عمل از کجا ناشی میشود، بلکه این است که هر یک از اجزای مختلف مغز هدایت میشوند – هیچ فکر یا عملی یک جزیره نیست.

شاخه های علوم اعصاب
شاخه های مختلفی از علوم اعصاب وجود دارد – همه چیز از محاسباتی گرفته تا داروشناسی، تا علوم اعصاب مولکولی و فراتر از آن. در زیر دو شاخه از رایجترین شاخههای علوم اعصاب شناختی و رفتاری را توضیح خواهیم داد .
عصب شناسی شناختی
علوم اعصاب شناختی به مطالعه علمی سوبستراهای بیولوژیکی زیربنای فرآیندهای شناختی و ذهنی می پردازد و به سوالاتی مانند چگونگی بازتاب عملکردهای روانی/شناختی توسط فعالیت عصبی در مغز می پردازد.
روشهای جمعآوری دادههای معمولی که توسط دانشمندان علوم اعصاب شناختی استفاده میشود، تصویربرداری عصبی عملکردی ( fMRI ، PET)، الکتروانسفالوگرافی (EEG)، ژنتیک رفتاری، و مطالعات ضایعه است.
علوم اعصاب رفتاری
در مقابل، علوم اعصاب رفتاری (همچنین به عنوان زیست روانشناسی شناخته می شود)، به تأثیر سیستم عصبی بر توجه، ادراک، انگیزه، عملکرد، یادگیری و حافظه و تظاهرات آنها در رفتار انسان می پردازد . مطالعات در علوم اعصاب رفتاری بر تعامل مغز و رفتار در محیط های واقعی یا شبیه سازی شده تمرکز دارد.
نوروسایکولوژی سیستم عصبی و مغز
بدن از طریق مجموعه ای پیچیده از سلول ها و اعصاب به مغز متصل است که داده ها را بین مغز، نخاع، اندام ها و اندام ها به عقب و جلو منتقل می کند.
مغز و نخاع به عنوان سیستم عصبی مرکزی (CNS) در نظر گرفته می شوند، زیرا تمام اطلاعات دریافتی از حسگرها و عوامل موثر را یکپارچه می کنند و فعالیت بدن را تعدیل می کنند.
در مقابل، سیستم عصبی محیطی (PNS) شامل سیستمهای جسمی و خودمختار است که مسئول کنترل ارادی عضلات اسکلتی و همچنین تنظیم غیرارادی عملکردهای بدن مانند ضربان قلب، هضم، تنفس، پاسخ مردمک، ادرار و برانگیختگی جنسی است.
در حالی که PNS از CNS متمایز است، مقدار زیادی تداخل بین این دو سیستم وجود دارد. بنابراین مطالعه عملکرد یکی از سیستم ها به منظور کسب اطلاعات بیشتر در مورد دیگری می تواند آموزنده باشد.
مفاهیم اصلی علوم اعصاب نوروساینیس
طبق گفته انجمن علوم اعصاب مرکز تحقیقات علوم اعصاب دانشگاه تهران، در زیر اصول اساسی این رشته جذاب است.
- مغز پیچیده ترین اندام بدن است.
- نورون ها با استفاده از سیگنال های الکتریکی و شیمیایی ارتباط برقرار می کنند.
- مدارهای تعیین شده ژنتیکی پایه و اساس سیستم عصبی هستند.
- تجربیات زندگی سیستم عصبی را تغییر می دهد.
- هوش زمانی به وجود می آید که مغز مشکلات را استدلال، برنامه ریزی و حل می کند.
- مغز امکان انتقال دانش را از طریق زبان فراهم می کند.
- مغز انسان به ما یک کنجکاوی طبیعی می بخشد تا بفهمیم جهان چگونه کار می کند.
- اکتشافات اساسی زندگی سالم و درمان بیماری را ترویج می کنند.
زمینه های تحقیقاتی برتر که علوم اعصاب نوروساینس را به کار می برند
کاربرد علوم اعصاب نوروساینس رشد زیادی در زمینه های مختلف تحقیقاتی داشته است.
حوزه تحقیقاتی برتر عبارتند از:
- روانشناسی
- فیزیولوژی
- علوم رفتاری
- فارماکولوژی، داروسازی
- بیوشیمی، زیست شناسی مولکولی
- روانشناسی رفتاری، متابولیسم
- رادیولوژی، پزشکی هسته ای، تصویربرداری پزشکی
- چشم پزشکی
- جانورشناسی
- ایمونولوژی
این بدان معنا نیست که علوم اعصاب تأثیری در کاربردهای تجاری کاری نداشته است . در زمینه هایی مانند UX، تعاملات ماشین و انسان، رفتار مصرف کننده و بازاریابی عصبی کلامی تاثییر به سزایی داشته است.
به طور خلاصه، علوم اعصاب به همه سؤالات مربوط به اعمال و عملکردهای مغز – هم قبل، هم در حین و هم بعد از فکر یا رفتار پاسخ می دهد.
دانشمندان علوم اعصاب در سراسر جهان پیوسته در تلاش برای افزایش درک و دانش از ساختارها و عملکرد مغز در ارتباط با روشهای تحقیقاتی معتبرتر و معتبرتر هستند. هدف نهایی این است که هم درک بهتری از اینکه چه کسی هستیم ارائه دهیم و در عین حال به مراقبتهای بهداشتی و علوم پزشکی امکان میدهد تا تکنیکها و درمانهای جدیدی را برای کاهش، مقابله یا حتی درمان بیماریهای مغزی مانند آلزایمر یا پارکینسون ایجاد کنند
در حالی که امروزه بیش از هر زمان دیگری مطالعات علوم اعصاب نوروساینس تکمیل شده است، ما هنوز در ابتدای کشف کامل میزان توانایی مغز انسان هستیم.
اگر میخواهید درباره علم علوم اعصاب و نورولوژِی یا همان نوروساینس بیشتر بدانید به سایت ویکی پدیا سر بزنید.
دیدگاهتان را بنویسید